تبليغاتX
دیدگاهی نوین

دیدگاهی نوین

نقد و ساختارشکافی دین بهائی از مردسالاری و بازیابی حافظۀ تاریخی

نقد و ساختارشکافی دین بهائی از مردسالاری و بازیابی حافظۀ تاریخی

کاویان صادق زاده میلانی

جریان مردسالاری و تمدن غالب از دید فمینیزم قابل نقد است. چون تمدن غالب تجربه و نگرش و واقعیتهای زن را به حساب نمی آورد. فمینیزم مکتبی فاسفی است که این اصل را که تجربۀ بشر، همانا تجربۀ مردان است را نمی پذیرد و به کنش برای مطرح ساختن نگرش نیم دیگر نوع انسان می پردازد. فمینیزم می کوشد تا نابرابری های موجود وجا افتاده پیشین و دیرینه برداشته شوند. در این مورد شباهتهای زیادی بین نقد دین بهائی و نقد فمینیزم در ساختارشکنی نگرش مردسالارانه سنتی موجود است.

در این نقد اندیشه و تعریف بالا دین بهائی با فمینیزم هم فکر و هم راستا است. با پیاده شدن گام به گام و فزایندۀ آموزه های بهائی در برابری جنسیتی در تمام حوزه های اجتماعی امید است که جامعۀ بهائی تاثیر مثبتی بر جریان برابری داشته باشد و به عنوان نمونه ای در تساوی حقوق مطرح شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/24ساعت 22:11  توسط کورش  | 

بررسی برخی ایات شطحی حضرت بهاءالله در سه پرده:

بررسی برخی ایات شطحی حضرت بهاءالله در سه پرده:

کاویان صادق زاده میلانی


 پرده یکم:

پیرو مباحث قبلی به برخی متون شطحی در دین بهائی بر می گردیم. بیانات شطحی نباید موجب استیحاش و نگرانی کسی بشود. یک نمونۀ شطحی و نمونه کلاسیک آن بیان منصور حلاج است که «انا الحق» فرمود. این به معنی این نیست که حلاج خود را خدا می دانسته، بلکه بیانی است که در لحظات جذب و محو از زبان او خارج می شده است.

حال به این بیان منسوب به بهاءالله بپردازیم :

«من زارنی فی حیاتی او بعد موتی فقد زار الله» (مجموعۀ خطی شماره یازده ص 230)

هرکس منرا در طول زندگی ام یا پس از مرگم زیارت کند خدا را زیارت کرده است.

البته باز سر و صدای بهائی ستیزان بلند می شود که بشری ادعای الوهیت و تاله کرده است و بهائیان برای همین به زیارت قبر او می روند و بسوی آن نماز می خوانند.

یا بیانی که زیارت حضرتش را زیارت ذات خدا می داند. در این بیان دقّت کنید:

«انّ الله تبارک و تعالی فضّله (مظهر الهی) علی جمیع خلقه من النبیین و الملائکة، و جعل طاعته طاعته و متابعته متابعه و زیارته فی الدنیا و الآخرة» (مجموعه جلد قرمز شماره 2 ص 11)

زیارت او در این دنیا و جهان بعد زیارت خدا است.

بیانات شطحی بیاناتی از نوع پارادکس هستند. پارادکس یک معما است. با معما ساده برخورد نکنیم.

در پس هر معمایی یک رمز است. به بهانه مقابله با حق و به کرسی نشاندن دین سلف با دین تازه ستیز نکنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/16ساعت 17:5  توسط کورش  | 

تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم از منظر حضرت باب اعظم

 کوشا

 

              تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم از منظر حضرت باب اعظم

 

اسم الله در اصل ال + اله بوده که بر اثر کثرت استعمال همزه دوم آن افتاده به صورت الله در آمده است ریشه الله را بعضی در اِله می دانند که به معنی معبود است یعنی معبود همه خلایق جهان و بعضی معتقدند که ریشه الله از وَله یعنی حیرت است که به معنی حیرت در عظمت بارگاه الهی است کلمه الله قبل از اسلام در بین اعراب متداول بوده مانند عبدالله و نام یکی از بت‌های بوده و گاهی نامه را با آن آغاز می‌کردند مانند باسمک اللهم که بعدها به همین صورت توسط حضرت رسول اکرم به کار برده شده ولی بعد از مدتی به جای اللهم، الله مستعمل شد یعنی بسم الله. که بعد از نزول کلمات الرحمن و الرحیم در آیات قرآن کریم به صورت بسم الله الرحمن الرحیم درآمد. اهل نظر در معنی رحمن گفته‌اند که این کلمه اشاره به رحمت عام خداوند دارد که شامل همه مخلوقات می‌شود یعنی خداوند بر همه مخلوقاتش بخشنده است و در معنی رحیم گفته‌اند که مراد رحمت خاص خداوند است که شامل مؤمنان می‌شود یعنی خداوند به مؤمنان خویش رحیم است. همه سوره‌های قرآن با آیه بسم الله الرحمن الرحیم شروع می‌شود جزء سوره توبه که فاقد آن است در مورد اینکه آیا آیه بسمله جزء سوره است یا نه در بین فرق مختلفه اسلامی اختلاف نظر وجود دارد که به بیش از ده مورد می‌رسد و بطور کلی اهل سنّت آن‌را جزء هیچ سوره‌ای نمی‌دانند و آن را (جدا) از سوره به عنوان اینکه چون هر کاری را با نام خداوند شروع می‌کنند لذا سوره‌های قرآنی نیز با آیه بسمله یعنی با نام خداوند آغاز شده است ولی اهل تشیع آن را جزء مسلم سوره‌ها و قرآن می‌دانند. آیه بسمله روی هم یک جار و مجرور است و یک جمله کامل نبوده و متعلق این جار و مجرور حذف شده است و عقیده مفسرین در این باره متفاوت است. بعضی کلمه استعین (یاری می‌جویم) و بعضی ابتداء (شروع می‌کنم) را ذکر کرده‌اند یعنی با نام خداوند رحمن و رحیم شروع می‌کنم. حدیثی از حضرت امیر روایت شده بدین لفظ که کل ما فی العالم فی القرآن ... یعنی هر چه در عالم است در قرآن و هر چه در قرآن است در سوره فاتحه و هر چه در سوره فاتحه است در آیه بسمله است و هر چه در بسمله است در (ب) بسمله است. این حدیث مورد تأیید حضرت باب قرار گرفته و درباره مفهوم آن فرموده‌اند که مراد از (ب) پیامبران الهی هستند که در زمان‌های مختلف ظاهر شده و هر یک نام و نشان خاصی داشته مثل حضرت موسی یا حضرت عیسی و یا حضرت محمد و یا سایر انبیای الهی و منظور از نقطه زیر (ب) اشاره به حقیقت این انبیا دارد که در همه آنها یکی است و به تعبیر حضرت باب مشیت اولیه یا مشیت امکانیه نام دارد و بعبارت دیگر مقام نقطه، حقیقت هر پیامبر الهی است و مقام (ب) مقام ظاهری هر پیامبر است و یا نقطه مقام وحدت صرف یا مقام غیبی پیامبر است و (ب) مقام کثرت یا تحدید پیامبر است نقطه یعنی اولین اثر و یا اولین تجلی حق در عالم است به عنوان مثال وقتی که قلم بر روی کاغذ گذاشته می‌شود اثری از خود به جا می‌گذارد که این اولین اثر و یا اولین تجلی قلم است و تجلیات و حرکت نقطه، نقاط دیگری را به وجود می‌‌آورد که به اصطلاح حرف نامیده می‌شوند. از حرکت نقطه (ب) به وجود می‌آید و حرکت و تجلی (ب) سبب خلق سایر حروف می‌شود و مجموعه حروف کلمه را به وجود می‌آورد و کلمات، جمله را به وجود می‌آورند به سخن دیگر همان‌طوری‌که در عالم ظاهری همه چیز از نقطه شروع می‌شود (در اعداد- اشکال- حروف) در عالم روحانی و حقیقت نیز همه چیز از نقطه روحانی به وجود می‌آیند که حقیقت مظهر الهی است و مشیّت اولیه نامیده شده است و این مطلبی است که در سر تا سر آثار حضرت باب بدان اشاره شده.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/15ساعت 22:37  توسط کورش  | 

قبرستان ها کافی نبود، به سراغ خانه رفتند

قبرستان ها کافی نبود، به سراغ خانه رفتند

 

نگارش: آنتـــی وار

منبع : وبلاگ ای بها

 

شهر فرنگ است اینجا، از همه مدل ظلم و جور در این مملکت یافت می شود. هر جورش را که بخواهی، به دانشجو یک جور ظلم می کنند به آخوند شیعه طور دیگر به یهودی و مسیحی و بهائی هم به روش های دیگر. تخریب قبرستان ها که در شب تار و تحت نام اشخاص ناشناس انجام می گرفت، کم بود حالا آقایان اینقدر وقیح شده اند، که در روز روشن خانه های زندگان را نیز تخریب می کنند!

 

این اتفاق در آمریکا نیافتاده است، این اتفاق حتی برای کودکان غزه هم پیش نیامده است، این اتفاق در همین ایران اسلامی که ادعای قانونمندی اش گوش تمام سازمانهای مدافع حقوق بشر را کر کرده است می افتد. ایرانی که دولتمردانش هر روز وقیحانه تر با مردم صحبت می کنند و رفتارشان هر روز بدتر از دیروز است. اسف انگیز آنکه جامعه جهانی تنها به نظاره نشسته است که آیا ایران بمب اتم دارد یا نه؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/04ساعت 23:18  توسط کورش  | 

پایبند به کدام قانون - تخریب خانه های بهاییان

پایبند به کدام قانون

تخریب خانه های بهاییان

کورش

الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ(40-22قرآن)

همان كسانى كه بناحق از خانه‏هايشان بيرون رانده شدند [آنها گناهى نداشتند] جز اينكه مى‏گفتند پروردگار ما خداست.

http://www.rhairan.in/archives/17358

 

هر چند نکوهش تخریب خانه های چند انسان بی گناه نیازی به ارائه آیه ای قرانی ندارد تا مزمت و پلشتی چنین کرداری مشخص گردد ، چرا که انسان به حکم مخلوق بودنش ، عبد و بنده خداست و هیچ کس نباید وی را از ابتدایی ترین حقوق انسانی محروم کند ، ولی ذکر آن صرفا بدین دلیل بود تا متذکر گردد کسانی که دست به چنین اعمال شنیعه ای می زنند نه قرآن کریم و آموزه هایش را ارزشی قائلند و نه بویی اندک از انسانیت برده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/04ساعت 23:12  توسط کورش  | 

داستان مجسمه زن و مرد کشاورز اثر داریوش صنیع زاده

داستان مجسمه زن و مرد کشاورز اثر داریوش صنیع زاده

 

ماجرای جالب بلایی که بر سر یک مجسمه هنری در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی افتاد( یکی از جالبترین قسمت های موزه هنرهای معاصر، مجسمه ای است که در اوایل انقلاب در کنار درب ورودی موزه نصب شده بود. داستان مجسمه زن و مرد کشاورز اثر داریوش صنیع زاده را تمام ایرانیان باید بشنوند و به خاطر سپرده و برای آیندگان تعریف نمایند باشد عبرت آنها.

این مجسمه در دوران پهلوی در جلوی وزارت کشاورزی در خیابان بلوار کشاورز قرار داشت ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مورد غضب بعضی از تندروهای مذهبی قرار گرفت و دلیل آن هم سه چیز بود یکی سر بدون روسری زن دومی ساق پای برهنه زن که دامن به پا داشت و سوم نماد کمونیسم بودن آن ابتدا آن آدم عقل کلی که تصور کرد این مجسمه باعث فساد میشود , دستور داد تا مدتی روی آن را با برزنت پوشاندند و کسانی که مجسمه را در آن محل به یاد نداشتند ، مدت ها سر در گم بودند که این شی عظیم زیر برزنت جلوی وزارت کشاورزی چیست ؟

مدتی بعد برزنت را برداشتند و با برزنت روی سر زن کشاورز را که برهنه (!) بود و مشغول آبیاری گیاهی نمادین , محجبه کردند، یعنی لچکی روی سرش انداختند و پای زن را هم که لخت بود، شلوار بد ریختی از جنس همان برزنت پوشاندند

اما این کارها چنان با بد سلیقگی انجام شد که بینندگان تصور می کردند سر و پای زن کشاورز را گل مالی کرده اند به این ترتیب مجسمه بکلی از ریخت افتاد و مورد تمسخر مردم قرار گرفت و تا مدتها سوژه مردم و مطبوعات بود مبتکران لابد تصور نمی کردند چنین کاری با یک مجسمه فلزی چنین باعث مضحکه آنها خواهد شد

ناچار تصمیم گرفته شد تا آن را از جلو وزارت کشاورزی برداشته و به جلو موزه هنرهای معاصر منتقل کننداین کار انجام شد ولی گویا باز هم یک مبتکر و نخبه ای بر فساد آمیز بودن این مجسمه شک برد و دستور دادند اینبار آن را چنان جایی قرار دادند که اثری از آن باقی نماند پس مجسمه را از جلوی موزه هنرهای معاصر هم برداشته و به انتهای باغ مجسمه موزه معاصر منتقل کرده اند تا چشم انس و جن بر آن نیافتد تا به بهترین شکل ممکن امر به منکر و نهی از معروف کرده باشند آنهم با یک مجسمه خوب به این مجسمه نگاه کنید

به نظر شما جز ذهنهاي بيمار‘ چه کسی ممکن است با دیدن این مجسمه تحریک  شود؟


  cid:1.27712700@web120119.mail.ne1.yahoo.com


+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/23ساعت 23:26  توسط کورش  | 

کوشا

آیین بهایی و احادیث

آثار مقدسه آیین بابی و بهائی مشحون از آیات و احادیث و روایت‌ها و فرازهایی از ادعیّه‌های اسلامی و حتّی سخنان ادباء و شعراء و بزرگان ادب و هنر است. کمتر اثری را می توان زیارت کرد که عاری از این نمونه‌ها باشد و حتی حکایت‌ها و داستان‌هایی عامیانه رانیز می‌توان در متون ملاحظه کرد در مسائل اثباتی و یا نفی و توضیح مطالب به مناسبت‌هایی استناد و اشاره به این مسائل شده است گاهی چنین به نظر می‌آید که در آثار بهائی از این مسائل برای اثبات یا ردّ موضوعی به آن‌ها استدلال شده است ممکن است که نقل آیات و روایت این نظریه را تأیید کند ولی آیا حکایت ها و اشعار شعراء و یا ضرب المثل‌ها نیز ممکن است این‌گونه باشند یعنی خواسته باشند که ظهور جدید را به این مسائل اثبات کنند آیا این‌گونه می‌توان تصوّر کرد مثلاً آیا منطقی است که در اثبات سال ظهور حضرت باب به این بیت شاه نعمت الله استناد و استدلال شود که:

در سال غرس (١٢٦٠) من دو قرآن می‌بینم

وز مهدی و دجّال نشان می‌بینم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/01ساعت 1:36  توسط کورش  | 

تصویر سازی بی رحمانه

تصویر سازی بی رحمانه

تصویر سازی بی رحمانه هما هوشمند 30/2/1389
در سیاست برای اجرای آنچه به نظر مسئولین لازم است مردم تصور نمایند ؛ یک عقیده یا یک فرد یا یک گروه را به گونه ای به مردم معرفی می نمایند که یا مردم جان خود را فدای آن می کنند یا به طوری از آن متنفر می شوند که برای نابودی آن به هر عملی دست می زنند تصویر سازی در رسانه های جهان امروز کاربرد بسیاری پیدا کرده و از سیاست مداران هم انتظاری نیست که مبانی انسانی را رعایت نمایند اما از سیستم هائی که مبنای خود را بر اصول الهی و اعتقادات دینی معرفی می نمایند  انتظار می رود که  اصول انسانی و مبنای دینی را رعایت نمایند که متاسفانه در طول تاریخ کمتر شاهد این روش بوده ایم و امروز هم هنوز هدف وسیله را توجیه کرده که برای رسیده به هدف که هر چند اصل هدف هم زیر سئوال است به هر وسیله غیر انسانی و غیر دینی دست می زنند و یکی از آن تصاویر بی رحمانه غیر واقعی است . 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/31ساعت 16:5  توسط کورش  |